روزها از پی هم میگذرند
فصلها ورق می خورند و
تازگیها از راه میرسند...
در این گردش زیبای طبیعت
شادترین و بهترین روزها و آینده ها از آنتان باد.
![]()
![]()
![]()

سال نو مبارک
.
پ.ن: امیدوارم امسال و خیلی خیلی خوب شروع کنین و به هر چی که دوست دارین برسین![]()
![]()
![]()
.
دارم سر قوطی پودر لباسشویی رو به روش "از گوشه بازش کن!"باز میکنم.(یعنی بجای باز کردن از محل خط چین شده ی قوطی ٬یه مثلث از گوشه ی قوطی جدا می کنیممم)![]()
برای این کار یه چاقوی(کارد؟) تیزو انتخاب میکنم..
در حین بریدن٬ با همون چاقو یه فشار به قوطی میدم ..یهو میره تا تهش ..
رد میشه ازش ..چاقو میخوره به دست دیگه ام که پایین قوطیه..
سرعتش زیاد بود!یه ضربه روی دستم ٬دستمو میبره..کمی عمیقه..دوباره چاقو بلند میشه ٬بازم کمی پایینتر روی دستم میخوره٬بازم چاقو بلند میشه و کمی پایین تر سه باره دستمو میبره...![]()
خودمم موندم چطوری چاقو توی دست خودم٬ سه بار حرکت رفت و برگشت انجام داده!!عجب چاقوی باهوشی!یعنی هی میخوام صحنه رو بازسازی کنم ٬هی میگم آخه چطور ممکنه؟!؟!؟![]()
خواهرم میگه: تصادف زنجیره ایه..باید حتما افسر بیاد کروکی بکشه ٬چاره ای نداری٬ باید صبر کنی
.(در حال جستجو برای یافتن تشکیلات کمک های اولیه)
میگه:چه کار کردی تو؟!؟خوب شد شاهرگتو نزدی
!
میگه: حواست باشه میخوای ظرف بشوری دستکش بپوشی هاااااااا!!!!![]()
پ.ن:
......
می بینم که یه سال دیگه هم تموم شد و رفت پی کارش!!و ما همچنان در حال زندگی کردن هستیم البته!
دیگه اینکه تا یادم نرفته بگم یادتون نره موقع سال تحویل منو دعا کنین هااااا.گفته باشم.![]()
خوب انشاا... که سال جدید٬ سال خوبی برای همه باشه.امیدوارم که تعطیلات خوبی داشته باشین و امیدوارم که بهتون حسابی خوش بگذره٬ و کلی چاققققققققق بشین![]()
.
پ.ن:خدایا توی سال جدید هر کی هر چی دلش خواست بهش بده
.به منم یه عقلی بده لطفا!واقعا بهش احتیاج دارم.![]()
سال دیگه می بینمتون
.
تو این دو روز٬ من فعلا! به این نتیجه رسیدم که از عابر بانک ٬بانک سپه متنفرممممممم.
خیلی فاقد شعوره!!
هیچ میدونستید هفته ی دیگه نه٬هفته ی بعدش عیده؟؟؟نمیدونستید نه!؟!الان سوپرایز شدید ..آره؟
به هر حال با خودم گفتم که هر وقت آدم یه چیزی و میدونه بهتره به دیگران هم بگه .به هر حال وظیفه بود
.
تو این چند روز به صورت کاملا یهویی !تصمیم گرفته شد که یکی از هفته های عید رو تشریف ببریم سفرهای استانی و از این صحبتا ..به هرحال هموطنن دیگه ..دوست دارن ما بهشون سر بزنیم!
و چون اصولا ما اهل هیجانیم ممکنه یهو فرمانده مون از در وارد بشه بگه :پاشیم بریییییییییییممممممممممممم ٬بعد خوب یهویی دیگه..و خوب این طبیعیه که ممکنه ببینید ندا غیب شده!در اصل غیب نشده ..هست ولی نیست..گرفتین چی شد؟؟یعنی هستش ولی اینجا نیستش.افتاد دیگه..نه؟آفرین
.
مشغول انطباق دادن!! مرخصی های افراد همسفر٬ با هم هستیم.فعلا روز ۲۸ اسفند گزینه منتخب افراد بوده٬برای رفتن .حالا باید ببینیم چی پیش میاد دیگه.
خلاصه اینکه توی این چند روز اگه کمتر سر و کله ما اینجا پیدا شد ٬ به خاطر مشغله های قبل از عید و سفره.لطفا منو یادتون نره
.
پ.ن:![]()
...
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
رو سینه را چون سینهها هفت آب شو از کینهها
گر سوی مستان میروی مستانه شو مستانه شو
آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده
چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما
تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی
اندیشهات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد
قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دلهای ما
بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را
گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را
دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو
گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه
تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی
شکرانه دادی عشق را از تحفهها و مالها
یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی
ای ناطقه بر بام و در تا کی روی در خانه پر

پ.ن:داشتم اینو گوش میکردم .دیدم خوشمان امده برای شما هم نوشتم.باشد تا خوشتان بیاید
.
یه پ.ن دیگه:من از اونجایی که هی میگه مستانه شو مستانه شو خیلی خوشم میاد
.
گیلاس آلبالو شفتالو
!
!
آخی!یه سال نوشتم .نوشتم؟؟
آره دیگه ..
یک سال .
خوشحالم از اینک توی این یک سال دوستای خوبی مثل شما پیدا کردم.
ممنونم از اینکه توی این یک سال منو تحمل کردین .
توی این مدت خیلی چیزا یاد گرفتم.
خوب من از همون اولش هم میدونستم که اینکاره نیستم٬ ولی میخواستم بدونم تا کی میتونم اینجارو با پرویی نگه دارم .
ایول به خودم.یه سال اومدم جلو.
***************
اولش میخواستم این پست و فقط به جریانات یک سالگی این بچه! اختصاص بدم بعد دیدم که حوصله این قرتی بازی یا رو ندارم
.به همین مناسبت از شما دعوت میکنم به ادامه خزعبلات من در ادامه این پست توجه بفرمایید:![]()
در پی پرتاب ما هو ار ه امید(چطوری آقای امید خان؟؟) به فضا و همچنین در پی خلاقیت هموطنان پرتاب کننده این ماهواره به همون فضا که هی برای این بیچاره حرف در میارن ما یکی دوبار وارد سایت رسمی!!!(از نظر معنوی منظورشون بوده وگرنه که همون گوگل ارث خودمونه
)این جسم معلوم الحال شده تا ببینیم این بچه کجای زمینو داره الان دید میزنه..اصلان الان همونجایی یه که باید باشه یا رفته صفا سیتی
؟؟خوب دیدیم داره برا خودش روی آبهای نیلگون یکی از اقیانوسهای همیشه نیلگون! هویجوری برا خودش میره..
بـــــــــعد یه چند روز بعد دوباره رفتیم بازم بهش سر بزنیم بازم دیدیم یه جایی روی همون اقیانوسهای نیلگونه منتها یه جا دیگش!!
و باز هم ما هر موقع میرفتیم ببینیم ایی کجایه؟!!!!میدیدم که ای بابا! ایی که باز رو دریایه!!
من نمیدونم اینا ماهی فرستادن فضا یا ماهواره؟!؟!؟لابد ماموریتش اینه که پری دریایی کشف کنه!! بعد مخابره کنه به زمین و ما به عنوان اولین کشف کننده این موجود اونو حق مسلم خودمون بدونیم
...
خلاصه گفته باشم ..این ماهوارهه داره سروگوشش بدجوری میجنبه..باید هر چه زودتر یه ماهواره ی آرزویی ٬آمالی٬چیزی بفرستن پیشش .اینجوری که نمیشه بچه رو تنها فرستادن جاییکه پر از ماهواره های کافر و اجنبیه و نمیدونم زهره و ناهیدو ....ما که این پایینیم ٬عکس زهره و ناهیدو بهرام و
که می بینیم دلمون میخواد .بعد اینا انتظار دارن این از راه به در نشه..خوب داره روزی شونصد بار(حالایکمی کمتر یابیشتر!!)از کنارشون رد میشه ٬بعد دلش میخواد ٬بعد ما باید یه ماهواره ی دیگه! بفرستیم فضا تا باقالیا رو بار کنه بیاره!!!
بعد یه صنعت جدید در کشور شکل میگیره!! بعد به کوری چشم امریکا و همه برو بچی که چشم ندارن مارو ببینن٬(
) توی صنعت باقالی فضایی ! هم خود کفا میشیم
به به .
بعد ٬نیست ما فقط الان مشکلمون باقالی(باقله؟) فضاییه!! که اونم از قرار معلوم حل میشه دیگه..
خوب .خدا رو شکر.
دیگه ما رفع زحمت کنیم.
خسته هم نباشید..![]()


