تبليغاتX
گـــــیلاس آلبالو شــــفتالو

گـــــیلاس آلبالو شــــفتالو


در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش علف هرز و گل سرخ یکیست


 

گفته بودی دلتنگی هایم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند.

می گفتی قاصدکها گوش شنوا دارند٬ غم هایت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار .

 آنها تمام غصه هایت را برایم می آورند و در گوشم می گویند .

گفته بودی هر وقت خواستی ام٬ به قاصدکها بسپار خبرم می کنند .

 من اکنون صاحب دشتی قاصدکم.

 اما مگر تو نمی دانستی قاصدکهای خیس از اشک٬ می میرند؟!؟

درد هایم را برایت گفته ام بشنو اکنون این سکوت تلخ را...





نویسنده : نـدا ; ساعت 15:41 روز جمعه 15 خرداد1388
: